ميرزا شمس بخارايى

192

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

شاهان و اميران قرار گرفته بود . مقدسى هنگامى كه از دو در كهندژ سخن مىگويد ، در ريگستان را « باب سهله » مىنامد و ميدان ريگستان را « سهله » مىخواند ؛ امّا « باب سهلة » را اصطخرى در اثر عربى خود « باب ريگستان » آورده ، كه در سدهء 5 - 6 ، آن را « در ريگستان » ترجمه كرده‌اند . احسن التقاسيم / 222 ؛ مسالك و ممالك / 306 و نيز ترجمه : 240 . كلمنت ماركام انگليسى در سال 1874 م ، از شادابى ريگستان ياد كرده است و چنين مىنويسد : « محل تماشا و گردش اهل شهر باغى است كه در جلو عمارت سلطنتى واقع شده كه موسوم است به ريگستان . در دو طرف عمارت مدرسه‌هاى بسيار عالى از سنگ و آجر ساخته‌اند . اهل شهر ، اوزبك و ارمنى و اسراى ايرانى هستند . در ريگستان ، اقسام ميوه به عمل مىآيد . تاريخ ايران / 101 . از گفتار جغرافيانگاران پيداست كه اين محلّ در شنزار بوده و به همين علّت ريگستان ناميده شده است . 122 / 17 - اورسمان بارتولد ، ملّيت اين شخص را آلمانى آورده است . مياندرف 123 / 22 - عبد اللّه خان پسر شاه تيمور ميرزا عبد العظيم سامى در اثر خود از اين شخص به نام عبيد اللّه ياد كرده است . او مىنويسد كه محمّد رحيم خان « در سنهء 1157 عبيد اللّه پسر خوردى ابو الفيض خان شهيد را كه هنوز در مهد بود ، نامزد سلطنت و جانشين برادر گردانيده ، در اندك مدّت او را نيز از ميان برداشته ، كوس تفرّد و استقلال را بلند آوازه ساخت » . تاريخ سلاطين منغيتيه / - 4 . 124 / 13 - م - گرگريف M . Grigoriev بارتولد از او به نام پروفسور « گريگوريف » ياد كرده است كه در سال 1869 م ، از سوى جامعهء جغرافيايى ، « زمين شناسى » تأليف ريتر ، بخش تركستان شرقى بر عهدهء گرگريف نهاده شده بود ، كه در سال 1869 م ، ترجمهء متن ريتر را با حواشى انتقادى خود